بیرون رفتن، اعزام شدن
English: to move out, to be deployed
Ich werde schnellstmöglich zum Kauf ausrücken.
هرچه زودتر برای خرید راه میافتم.
«ausrücken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.