سطح C2فعل

ausholen

دست به کار شدن، آماده شدن

English: to wind up, to prepare

صرف فعل ausholen

حال
er holt aus
گذشته‌ی ساده
holte aus
پرفکت
hat ausgeholt
امری
hol aus! / holt aus!
  • ich hole aus
  • du holst aus
  • er/sie/es holt aus
  • wir holen aus
  • ihr holt aus
  • sie holen aus

جمله‌ی مثال با ausholen

  • Er holte aus und schlug den Nagel ein.

    او دست به کار شد و میخ را کوبید.

«ausholen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.