خاموش بودن، تمام شدن
English: to be off, to be finished
Der Ofen ist aus, wir müssen neue Kohlen holen.
اجاق خاموش است، باید زغال تازه بیاوریم.
«aus sein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.