سطح B2اصطلاح

auf Hochtouren bringen

به حداکثر رساندن، فعال کردن

English: to rev up, to maximize

جمله‌ی مثال با auf Hochtouren bringen

  • Ein starker Kaffee kann den Stoffwechsel auf Hochtouren bringen.

    یک قهوه تلخ می‌تواند سوخت‌وساز بدن را به اوج فعالیت برساند.

«auf Hochtouren bringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.