سطح C2فعل

abwägen

سنجیدن، ارزیابی کردن

English: to weigh, to assess

صرف فعل abwägen

حال
er wägt ab
گذشته‌ی ساده
wog ab
پرفکت
hat abgewogen
امری
wäge ab! / wägt ab!
  • ich wäge ab
  • du wägst ab
  • er/sie/es wägt ab
  • wir wägen ab
  • ihr wägt ab
  • sie wägen ab

جمله‌ی مثال با abwägen

  • Ich werde sorgfältig abwägen.

    با دقت همه جوانب را می‌سنجم.

«abwägen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.