مرتد، برگشته از دین یا عقیده
English: apostate, renegade
Er wurde abtrünnig und verließ die Partei.
او مرتد شد و حزب را ترک کرد.
«abtrünnig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.