سطح C2فعل

abservieren

کنار گذاشتن، اخراج کردن

English: to dismiss, get rid of

صرف فعل abservieren

حال
er serviert ab
گذشته‌ی ساده
servierte ab
پرفکت
hat abserviert
امری
servier ab! / serviert ab!
  • ich serviere ab
  • du servierst ab
  • er/sie/es serviert ab
  • wir servieren ab
  • ihr serviert ab
  • sie servieren ab

جمله‌ی مثال با abservieren

  • Der Chef wollte den unliebsamen Mitarbeiter abservieren.

    رئیس می‌خواست کارمند ناخوشایند را کنار بگذارد.

«abservieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.