کنار گذاشتن، اخراج کردن
English: to dismiss, get rid of
Der Chef wollte den unliebsamen Mitarbeiter abservieren.
رئیس میخواست کارمند ناخوشایند را کنار بگذارد.
«abservieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.