عقبمانده، شکستخورده
English: beaten, defeated
Der Kandidat lag abgeschlagen auf dem letzten Platz.
نامزد با فاصله زیاد در جایگاه آخر قرار گرفت.
«abgeschlagen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.