سطح A1فعل

abfliegen

پرواز کردن

English: to fly off, to depart

صرف فعل abfliegen

حال
er fliegt ab
گذشته‌ی ساده
flog ab
پرفکت
ist abgeflogen
امری
fliege ab! / fliegt ab!
  • ich fliege ab
  • du fliegst ab
  • er/sie/es fliegt ab
  • wir fliegen ab
  • ihr fliegt ab
  • sie fliegen ab

جمله‌ی مثال با abfliegen

  • Ich sehe gerne zu, wie Flugzeuge abfliegen.

    دوست دارم تماشا کنم که هواپیماها بلند می‌شوند.

«abfliegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.