سطح C2فعل

abfackeln

آتش زدن، سوزاندن

English: to flare, to burn off

صرف فعل abfackeln

حال
er fackelt ab
گذشته‌ی ساده
fackelte ab
پرفکت
hat abgefackelt
امری
fackele ab! / fackelt ab!
  • ich fackele ab
  • du fackelst ab
  • er/sie/es fackelt ab
  • wir fackeln ab
  • ihr fackelt ab
  • sie fackeln ab

جمله‌ی مثال با abfackeln

  • Wir werden es abfackeln!

    آتشش می‌زنیم!

«abfackeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.