سطح C2فعل

abberufen

عزل کردن، احضار کردن

English: to recall, to summon away

صرف فعل abberufen

حال
er beruft ab
گذشته‌ی ساده
berief ab
پرفکت
hat abberufen
امری
beruf ab! / beruft ab!
  • ich berufe ab
  • du berufst ab
  • er/sie/es beruft ab
  • wir berufen ab
  • ihr beruft ab
  • sie berufen ab

جمله‌ی مثال با abberufen

  • Der Botschafter wurde abberufen.

    سفیر فراخوانده شد.

مترادف و متضاد

متضاد

«abberufen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.