سطح C2فعل

verschulden

بدهکار شدن، مقصر بودن

English: to incur debt, to be at fault

صرف فعل verschulden

حال
er verschuldet
گذشته‌ی ساده
verschuldete
پرفکت
hat verschuldet
امری
verschuld! / verschuldet!
  • ich verschulde
  • du verschuldest
  • er/sie/es verschuldet
  • wir verschulden
  • ihr verschuldet
  • sie verschulden

جمله‌ی مثال با verschulden

  • Dieser Unfall war seiner Fahrlässigkeit zu verschulden.

    این تصادف به خاطر بی‌احتیاطی اون بود.

«verschulden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.