روند، مسیر پیشرفت
English: course, progression
Der Verlauf der Krankheit war unvorhersehbar.
روند بیماری غیرقابل پیشبینی بود.
مترادف
«Verlauf» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.