باربری، حملونقل
English: freight forwarding, transport
Ich habe eine Spedition mit dem Transport beauftragt.
من حملونقل را به یک شرکت باربری سپردم.
Wir arbeiten mit einer neuen Spedition zusammen.
ما با یک شرکت حملونقل جدید همکاری میکنیم.
«Spedition» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.