پیشاهنگ، پیشگام
English: pioneer, trailblazer
Ich war auch Pionier des Fernmeldetrupps im Hubschrauberbataillon an der Baikal-Amur-Magistrale (BAM).
من هم پیشگام واحد مخابرات در گردان بالگرد در خط بایکال-آمور (بام) بودم.
«Pionier» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.