فروپاشی، سکته
English: collapse, breakdown
Der Bücherberg wirkt, als stünde er kurz vor dem Kollaps.
انبوه کتابها طوری به نظر میرسه که انگار هر لحظه ممکنه فرو بریزه.
«Kollaps» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.