سطح B2اسم

die Hürde

مانع

English: obstacle, hurdle

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Hürden

جمله‌ی مثال با Hürde

  • Er musste viele Hürden überwinden, um Arzt zu werden.

    او برای پزشک شدن مجبور بود بر موانع زیادی غلبه کند.

مترادف و متضاد

«Hürde» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.