ماجراجویی
English: adventure
Die Reise in den Dschungel war ein großes Abenteuer.
سفر به جنگل انبوه یک ماجراجویی بزرگ بود.
Die Reise durch Afrika war ein echtes Abenteuer.
سفر در سراسر آفریقا یک ماجراجویی واقعی بود.
مترادف
«Abenteuer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.