سطح C2فعل

überlasten

بیش از حد بار کردن

English: to overload

صرف فعل überlasten

حال
er überlastet
گذشته‌ی ساده
überlastete
پرفکت
hat überlastet
امری
überlast! / überlastet!
  • ich überlaste
  • du überlastest
  • er/sie/es überlastet
  • wir überlasten
  • ihr überlastet
  • sie überlasten

جمله‌ی مثال با überlasten

  • Versuche, dich nicht mit Arbeit zu überlasten.

    سعی کن خودت را با کار زیاد خسته نکنی.

«überlasten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.