شانس بقا، فرصت زنده ماندن
English: chance of survival
Tom glaubte, er hätte eine Überlebenschance.
تام فکر میکرد شانس زنده ماندن دارد.
«Überlebenschance» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.