[t͡suˈʁʏkˌʃaʊ̯ən]
به عقب نگاه کردن
معنی، مثال و مترادفِ zurückschauen ←Sie schaute zurück und winkte uns zu.
او به عقب نگاه کرد و برای ما دست تکان داد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی