[t͡suˈʁʏkˌfyːʁən]
نسبت دادن، برگرداندن
معنی، مثال و مترادفِ zurückführen ←Viele Rückenprobleme lassen sich auf eine schlechte Sitzhaltung zurückführen.
خیلی از مشکلات کمر به نشستنِ نادرست برمیگردد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی