[ˈviːdɐʔɛɐ̯ˌlaŋən]
بازیافتن، دوباره بهدستآوردن
معنی، مثال و مترادفِ wiedererlangen ←Er hofft, seine Gesundheit wiederzuerlangen.
او امیدوار است سلامتیاش را دوباره بهدست آورد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی