[ˈvɛkˌʃaʊ̯ən]
چشم پوشیدن، رو برگرداندن
معنی، مثال و مترادفِ wegschauen ←Könntest du bitte wegschauen? Ich ziehe mich um.
میشه لطفاً نگاه نکنی؟ دارم لباس عوض میکنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی