[ˈvɛkˌʁɛnən]
فرار کردن، دویدن
معنی، مثال و مترادفِ wegrennen ←Ich weiß nicht, ob ich stehenbleiben oder wegrennen soll.
نمیدانم بایستم یا فرار کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی