[fɛɐ̯ˈʔʊnˌzɪçɐn]
مضطرب کردن، ناامن کردن
معنی، مثال و مترادفِ verunsichern ←Lass dich von ihr nicht verunsichern!
نگذار او تو را دچار تردید کند!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی