[fɛɐ̯ˈʔyːbn̩]
مرتکب شدن
معنی، مثال و مترادفِ verüben ←Tom hat anscheinend versucht, Selbstmord zu verüben.
تام ظاهراً سعی کرده خودکشی کنه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی