[fɛɐ̯ˈneːbl̩n]
مهآلود کردن، مبهم کردن
معنی، مثال و مترادفِ vernebeln ←Der Nebel vernebelt die ganze Sicht.
مه تمام دید را مبهم میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی