[fɛɐ̯ˈmɪʃn̩]
مخلوط کردن، آمیختن
معنی، مثال و مترادفِ vermischen ←Man kann Öl und Wasser nicht vermischen.
نمیشود روغن و آب را با هم مخلوط کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی