[fɛɐ̯ˈbiːtn̩]
ممنوع کردن
معنی، مثال و مترادفِ verbieten ←Rauchen ist streng verboten.
سیگار کشیدن اکیداً ممنوع است.
Der Arzt hat ihm das Rauchen verboten.
پزشک سیگار کشیدن را برای او ممنوع کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی