[ˈʃaxtl̩n]
در جعبه گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ schachteln ←Sie schachtelte die Geschenke in kleine Kartons.
او هدیهها را در جعبههای کوچک گذاشت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی