[ˈʃɛːlən]
پوست کندن
معنی، مثال و مترادفِ schälen ←Ich muss die Kartoffeln schälen.
من باید پوست سیبزمینیها را بکنم.
Kannst du bitte die Kartoffeln schälen?
میتوانی لطفاً پوست سیبزمینیها را بکنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی