[ˈʁʊntɐˌfalən]
افتادن پایین
معنی، مثال و مترادفِ runterfallen ←Achtung, das Bild hängt nur an einem Faden, es kann runterfallen.
مواظب باش، تابلو فقط با یک نخ آویزان است و ممکن است بیفتد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی