[ˈʁʊmˌzɪt͡sn̩]
بیکار نشستن
معنی، مثال و مترادفِ rumsitzen ←Können wir endlich anfangen? Ich will arbeiten und nicht rumsitzen!
بالاخره میتوانیم شروع کنیم؟ من میخواهم کار کنم، نه اینکه بیکار بنشینم!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی