[ʁeklaˈmiːʁən]
شکایت کردن (از کالا) / مرجوع کردن
معنی، مثال و مترادفِ reklamieren ←Ich möchte den kaputten Drucker reklamieren.
من میخواهم پرینتر خراب را مرجوع کنم.
Das Handy ist kaputt, ich möchte es reklamieren.
موبایل خراب است، میخواهم آن را مرجوع کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی