[ˈʁaɪ̯nˌt͡siːən]
کشیدن، جذب کردن
معنی، مثال و مترادفِ reinziehen ←Die Pflanze zieht das Wasser durch die Wurzeln rein.
گیاه آب را از طریق ریشهها به داخل میکشد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی