[ˈnaːxˌleːzn̩]
از روی متن خواندن، پیگیری کردن
معنی، مثال و مترادفِ nachlesen ←Ich muss die Details im Vertrag nachlesen.
باید جزئیات را در قرارداد از روی متن بخوانم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی