[ˈmɛstn̩]
فربه کردن، چاق کردن
معنی، مثال و مترادفِ mästen ←Der Bauer mästet die Gänse für Weihnachten.
کشاورز غازها را برای کریسمس پروار میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی