[kɔnstʁuˈiːʁən]
ساختن، طراحی کردن
معنی، مثال و مترادفِ konstruieren ←Eine Brücke zu konstruieren, ist keine Improvisation.
ساختن یک پل، کارِ بداهه نیست.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی