[kɔnzɛʁˈviːʁən]
نگهداری کردن، کنسرو کردن
معنی، مثال و مترادفِ konservieren ←Bitte bei unter −18 °C konservieren.
این کار خیلی طول کشید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی