[ˈklʊmpn̩]
کلوخه شدن، گلوله شدن
معنی، مثال و مترادفِ klumpen ←Das Mehl klumpt, wenn man Wasser hinzufügt.
آرد وقتی آب اضافه میکنی گلوله میشود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی