[ˈkɔɪ̯lən]
با چماق زدن، له کردن
معنی، مثال و مترادفِ keulen ←Der Jäger keulte das Wildschwein mit einem Knüppel.
شکارچی گراز را با چماق کوبید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی