[ˈhoːxʔaʁˌbaɪ̯tn̩]
بالا رفتن، ارتقاء یافتن
معنی، مثال و مترادفِ hocharbeiten ←Er hat sich vom Lehrling zum Meister hochgearbeitet.
او از شاگردی به استادی ارتقا یافت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی