[ˈhɪnˌʃmaɪ̯sn̩]
ول کردن، رها کردن
معنی، مثال و مترادفِ hinschmeißen ←Du wirst doch jetzt wohl nicht alles hinschmeißen?!
مگه نمیخوای همینطوری همهچیز رو ول کنی؟!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی