[hɛˈʁʊmˌtʁaːɡn̩]
با خود حمل کردن، گرداندن
معنی، مثال و مترادفِ herumtragen ←Er trägt den schweren Koffer den ganzen Tag herum.
او تمام روز چمدان سنگین را با خود حمل میکند.
Sie trägt ihre Tasche den ganzen Tag herum.
او کیفش را تمام روز با خود حمل میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی