[hɛˈʁʊmˌʃlaɪ̯çn̩]
دور زدن، پرسه زدن
معنی، مثال و مترادفِ herumschleichen ←Die Katze schlich um das Haus herum.
گربه دور خانه پرسه میزد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی