[ˈhaɪ̯mˌkeːʁən]
به خانه بازگشتن
معنی، مثال و مترادفِ heimkehren ←Nach dem Krieg kehrte er heim.
بعد از جنگ به خانه بازگشت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی