[ˈɡʁʏndn̩]
تأسیس کردن / بنا کردن
معنی، مثال و مترادفِ gründen ←Die Firma wurde vor 100 Jahren gegründet.
این شرکت ۱۰۰ سال پیش تأسیس شد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی