[ˈɡliːdɐn]
بخشبندی کردن، تقسیم
معنی، مثال و مترادفِ gliedern ←Wie gedenken Sie, das Buch zu gliedern?
چطور فکر میکنید کتاب را فصلبندی کنید؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی