[ˈɡakɐn]
ققهه زدن، قار قار کردن
معنی، مثال و مترادفِ gackern ←Hennen, die viel gackern, legen wenig Eier.
مرغی که زیاد قلق میکنه، کم تخم میذاره.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی